تبليغاتX
..::ღ♥ღدست نوشته های پت و متღ♥ღ::.. - ...

The image “http://i23.tinypic.com/2ui969v.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني؟ دلت نمياد شيشه دلش رو با سنگ زخم زبون بشکني؟ دلت نمياد ازش پيش خدا شکايت کني حتي اگر بره و همه چيزو با خودش ببره... حتي اگر از اون فقط هاي هاي گريه ي شبانت بمونه و عطر اخرين نگاهش... حتي اگر بعد از رفتنش پيچک دلت به شاخه نازک تنهايي تکيه کنه ديدي؟هر گوشه و کنار شهر هر وقت کسي از کنارت رد ميشه که بوي عطرش رو ميده چه حالي ميشي؟ بر ميگردي و به اون رهگذر نگاه ميکني تا مطمئن بشي خودش نبوده

+ نوشته شده در ساعت 12:37 توسط mat |

برای تو مینویسم...برای تو که طنین زیبای یک ترانه ای...

برای تو که بهاری ترین لحظه هایت را برای دل پاییزی من گذاشتی...برای تو که عاشقانه ترین هارا برایم اموختی...

آری برای تو مینویسم...برای تو میسرایم...

تویی که تارو پود عشق رایادم دادی و زیبا ترین ها و شیرین ترین ها را به ارمغان آوردی...

پس تورا سوگند به مهرابانی های بیکرانت و به عشق پاک و نجبیبتبه صداقت چشمانت و به هر آنچه مقدس است...

با من بمان..بمان که لحظه هایم با تو صفایی دگر دارد...

بمان که چشمان بارانیم با تو میخندد...

بمان که لحظه ایه اندکه بودنم...با تو زنده شود...

بمان.بمان..بمان...

Home
Email
Night Skin